تبليغاتX
بهترین رنگها، رنگ خداست.
فقه سیاسی، اندیشه سیاسی ایران از باستان تا به حال

اشاره: در قسمت نخست گفتگو پیرامون اندیشه سیاسی اسلام، ضمن پرداختن به سیر تاریخی اندیشه سیاسی تشیع، به وجوه افتراق آن با اندیشه سیاسی اهل سنت و نیز به برخی آثار و آرای متفکران حوزه سیاست، اشاره گردید. در این قسمت، مواجهه اندیشه سیاسی اسلام با برخی مفاهیم جدید و نیز مواجهه سنت و تجدد، بررسی خواهد شد. گفتنی است، از دکتر نجف لک زایی، آثار متعددی پیرامون اندیشه سیاسی اسلام و اندیشمندان مسلمان منتشر شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 6:3  توسط م. عربی فر  | 

اشاره:

اندیشه سیاسی، حاصل تکاپوی عقل بشر در پاسخ به دو دسته سؤال مهم و اساسی است که در سراسر تاریخ برای آدمی مطرح بوده است؛ دو دسته پرسش نو پیدا و پرسشهای فرا زمانی و همیشگی. اندیشه سیاسی عهده دار تعریف و تبین مفاهیمی همچون عدالت حق، آزادی، حکومت مطلوب، تحولات اجتماعی، انقلاب و... بوده، هست و خواهد بود. مجموعه گفتگویی که پیاپی منتشر خواهد شد، انعکاس پژوهشهایی است که محققان و پژوهشگران معاصر جامعه ایرانی پیرامون موضوعات مذکور و مفاهیم اندیشه سیاسی در اسلام به انجام رسانده اند.

آنچه در پی می آید، گفتگو با حجةالاسلام دکتر نجف لک زایی استاد علوم سیاسی دانشگاه باقرالعلوم و رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی اسلامی است. دکتر لک زایی در این گفتگو به سیر تاریخی اندیشه سیاسی از رحلت رسول گرامی اکرم(ص) تا انقلاب اسلامی پرداخته و نمایی کلی از آن در ادوار و اعصار مختلف و در منابع و متون و اندیشه عالمان سیاسی ارایه داده است. به اعتقاد وی، اندیشه سیاسی تشیع بر خلاف دیگر مکاتب فکری، از عنصر هدف محوری برخوردار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 5:59  توسط م. عربی فر  | 

...مسئله‌اي كه اين طرح با آن مواجه بود ،زوال يا دوام انديشه سياسي در تاريخ تفكر اسلام و ايران بود .چيزي كه دوستان در سال 1373 ذهنشان با آن درگير شد اين مسئله بود كه يك نظريه‌اي در سطح جامعه ما مطرح شده كه گويا مسلمانان اوليه و بويژه فيلسوفان سياسي ما در قرن چهارم با اقتباس از افكار و انديشه‌هاي يونانيان باستان مي‌خواستند طرح يك مكتب سياسي را بريزند ولي اين طرح تكميل نيافته به زوال گرائيد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 5:43  توسط م. عربی فر  | 

فقه سياسى امام على آرمانگرايى يا واقعگرايى/احمد مبلغى چاپ ارسال
 

فقه را مى‏توان سيستمى دانست كه از وظايف ذاتى آن، تعيين چارچوبه‏هايى است كه ترسيم خط مشى‏ها را بر عهده‏دارند.

اين دانش به ويژه در حوزه‏اى كه به مسؤوليت‏هاى اجتماعى نظر مى‏افكند، با دو مساله اساسى رو به رو است:

الف) تكاپوى پرتحرك، پياپى و سرسام آور تحولات زمانه: فقه در برابر اين غوغا و تكاپوى خيره كننده زمان بايد پاسخ‏هايى پرتحرك، پياپى و فراگير ارايه دهد.

ب) پيچيدگى و در هم تنيدگى تحولات در روابط اجتماعى:

در برابر اين وضعيت پاسخ‏ها بايد سيستماتيك وبرخوردار از نوعى وحدت رويه و انسجام باشد.

اين دو ضرورت از آن جهت است كه فقه دانشى ارزيابى مى‏گردد كه همچون کانالی ميان روابط انسانى و زمينى بااراده و مشيت الهى عمل مى‏كند. اين برداشت از فقه سبب مى‏شود تا چشم انداز انتظار از فقه ارتباط با عالمى فراتر ازاراده‏هاى بشرى را ترسيم كند. عالمى كه به دليل اشرافش بر دنياى زمينى پرتو نگاهى جامع و در نهايت يك دست رااز معبر فقه به فرش زمين مى‏گستراند.

شايد مهم‏ترين عرصه‏اى كه نو شوندگى موضوعات آن، فقه را بيش از ديگر عرصه‏ها به خود مشغول مى‏كند سياست‏باشد.

ورودى‏هاى سياست به محدوده فقه بسيار ولى حساس و نيازمند كارى دو چندان است.

از آن جا كه پاسخ سريع و تا حدى يك نواخت و منسجم به ورودى‏هاى عرصه سياست لازم است، راه مطلوب اين‏است كه علاوه بر پرداختن فقهى به تك‏مساله‏هاى سياسى، بكوشيم تا در تلاشى پسينى - يعنى مرحله‏اى پيش ازپرداختن مستقيم به داده‏ها و ورودى‏هاى سياست به عرصه فقه - نظريه فقهى اسلام را درباره سياست و مسائل كلان‏آن تبيين نماييم. ارايه نظريه به ما كمك مى‏كند كه در مواجهه با رويكردهاى جديد دانش سياست يا رخدادهاى به‏شدت نو شونده عرصه سياست از قبل آماده باشيم و رويكردى روشنگرانه را در اختيار بگيريم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 17:4  توسط م. عربی فر  | 

فقه در همگاني ترين و پذيرفته‌ترين تعريف خود، علم به احكام از گذر شناخت ادله تفصيلي آنها دانسته شده است. اگر اين علم، به احكام موضوعات معاملاتي تعلق يابد، فقه معاملاتي شكل مي‌گيرد و اگر به احكام موضوعات سياسي متعلق شود، فقه سياسي پديدار مي‌شود.
بنابراين نقطه تمايز بخش و تفكيك‌آفرين ميان گونه‌ها يا گرايش‌هاي فقهي، موضوعات آنها است.البته نبايد فراموش كرد كه همه آموزه‌ها و احكام اسلامي مي‌توانند حاوي خصلت‌هايي از بخش ‌هاي غير از گرايش اصلي خود در فقه باشند.
به عنوان مثال بسياري از بخش‌هاي سياسي‌تر فقه، جنبه‌هاي قدرتمند عبادي را نيز نمايندگي مي‌كنند و بسياري از عبادت‌ها نيز جلوه‌هايي از پرتو‌هاي سياست را منعكس مي‌سازد. اين رابطه، ميان فقه معاملاتي و فقه سياسي و يا فقه عبادي نيز به چشم مي‌آيد؛ ولي اين مقدار همپوشاني در كنار زدن ويژگي‌هاي اصلي هر موضوع كه آن را سياسي يا عبادي يا معاملاتي مي‌سازد، كفايت نمي‌كند.
اگر نظريه‌هاي فقهيِ ناظر به حوزه‌هاي سياست را نيز بخشي از فقه سياسي قلمداد كنيم، فقه سياسي را نبايد صرفاً علم به احكام موضوعات سياسي به حساب آوريم؛ بلكه افزودن بر اين سنخ از آگاهي، لازم است بينش‌هاي متوجّه به پيوند‌ها و هدفمندي‌هاي مجموعه‌هاي احكام سياسي را نيز بخشي از فعاليت علمي در فقه سياسي به شمار آوريم؛ بينش‌هايي كه به حوزه‌هاي كلان رفتار سياسي تعلّق دارند و در سايه‌ي آنها شعاع گسترده‌اي از احكام سياسي مربوط به اين حوزه‌ها توجيه مي‌پذيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 16:59  توسط م. عربی فر  |